72-سفر یهویی- کلی خبر داغ - ما داریم میریم
سلام عزیزم .![]()
انقدر از این دوستان وبلاگی غر غر سر خودم شنیدم که مجبور شدم بیام و با تنبلی وب رو آپ کنم
به علت کمر درد شدید که تحملش دیگه واقعا داره سخت میشه سعی در خلاصه نویسی دارم![]()
البته یکمی واسم زوده که از کمر درد بنالم اما چاره چیه؟؟!! نمیدونم چرا انقدر زود کمر درد شدم....![]()
- اول از همه از مامانی هدیه جون ممنون که من رو به این مسابقه دعوت کرد ،
مرررررررررررررسی
- قول قول که در اولین فرصت این مسابقه رو اجرا کنم 
- حال مادری خیلی بهتر شده و تقریبا برگشته به همون حالت قبلش و به قول معروف از شوک کامل درومد
مرسی از مامانی توت فرنگی که راهکار خوبی یادم داد و دقیقا حق با ایشون بود!
- شب بعد از اینکه منو گرفتند عزا گرفته بودم که چجوری به اقا زانیار خبرش رو بدم چون میدونستم که از دستم عصبانی میشه که یجوری رفتم بیرون که جلب توجه کنم!!!(در حالی که همگان شاهد که من بی تقصیرم!)
- با بدبختی بهش گفتم یجوری که نه سیخ بسوزه نه کباب! ![]()
- کلی bahs و جدل کردیم که نتیجش این بود!
من دارم میرم پیشه آقای همسر و بلیط هواپیما هم گرفته شده!
- این مدت در هاله تدارکات سفر بودم
- مامان بابام هم خداروشکر موافقن!
- ۳ روز دیگه وقت چکاپ دکتر دارم ، آخرین دیدار با دکترم تو ایرانه (دلم واسش تنگ میشه ، ماااااااه بود ماااااااااه )
- انقدر بار و بندیل زیاده که هرکاری میکنم ، نمیتونم چمدون ببندم
- از سایای عزیزم خیلی شرمنده شدم که وقتی اومد تهران ندیدمش ......انقدر که از روش خجالت میکشم ، اگه اون گرفتاری ها نبود نمیزاشتم از پیشه خودم تکون بخوره 
عزیزه دلم ایشالله بار بعدی اینبار در کنار آقای نینی! 
- زهره جونم ، نمیدونم که چرا دیگه جواب ندادی؟ مشکلت حل نشد؟ غیبت طولانی شده دلم تنگهههههههه
- خانم فریبا خانوم هم که معلوم نیست کجا غیب شدن؟!!!
- هنوز با زانیار موش و گربه بازی ادامه داره اما خودمونیم ها دلم کلی واسش تنگ شده!
- اسم نینی با قره کشی از بین اسامی ، به ۴ تا اسم کاهش پیدا کرد: آرتان ، مارتیا ، شاران ، کاوان ![]()
دیگه اینکه تازه گی ها این نیم وجبی از سر شب تا خود صبح بیداره و داره وول میخوره
، ۴ روز پیش اولین لگد جانانه اش رو در سن ۵ ماه و چهارده روزگی نثارم کرد جوری که از جا پریدم
، تا ۲ ساعت نمیدونستم از شوق و شوکش کاری بکنم ، فکر کنم واسه کسی که این موضوع رو تعریف نکرده باشم فقط خواجه حافظ شیرازیه!!
هفته ی پیش هم ۲ بار سکسکه کرد برای اولین بار و خیلی کم ، کلی قلقلکم گرفت و همراه هر تکونش خندیدم
خیلی دوسش دارم![]()
- باز هم میام ، اینبار با کلی عکس!


72-سفر یهویی- کلی خبر داغ - ما داریم میریم
